ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
329
تاريخ گيلان ( فارسى )
فتنهجوئى نبوده باشد و خاطر آن سيادت و سلطنت پناه بوادى انديشهء ديگر افتاده بعضى چيزها در سويداى خاطر خود جاى دادهاند كه هرگز در مخيله نواب همايون ما خطور نكرده . اى خان عاليشأن رفيعمكان اگر نواب همايون ما را چيزى ديگر در خاطر بوده باشد و خواهيم كه بدين وسيله صورت دهيم ، بر عالميان ظاهر است و بر شما نيز ظاهر باشد كه از اول طلوع آفتاب نصرت آيات هر اراده كه در خاطر خطير نواب همايون ما خطور كرده ، به توفيق اللّه تعالى بىحيله و تزوير به محض توفيق ملك قدير صورت يافته اصلا طول امل به خود قرار نداده تزويرى نكردهايم كه بعد از قرنى به عمل آيد و ثانيا آنكه نواب همايون ما وصى آن خان عاليشأنند اگر فرزند ذكور نيز داشته باشد و به نواب والده مرحومهام نيز آن وصيت كرده بودند ، عرض نموده بود كه باوجود كياست و فراست و عيار پيشكى ايشان ، عجب كه غافل از اين معنى افتادهاند كه مهام سلطنت و شهريارى و امور خلافت و جهاندارى در قبضهء قدرت الهى است و از ديوان كرامت نشان توتى الملك من تشاء و تنزع الملك لمن تشاء عطا مىشود . تا منشور خلافت و پادشاهى و ديباچهء سلطنت و شاهنشاهى به طغراى غراى تعز من تشاء و تذل من تشاء مزين و محلى نمىگردد ، وصيت و تفويض سلطنت باعث وراثت تصرف مملكت نمىشود و آنكه نوشتهاند كه جمعى بنابر - دشمنى غيبت و بدگوئى آن سيادت و شوكت